بابا رفت…
…
يك ماه رمضان ديگه هم گذشت. بزرگتر شديم باز. دعا كنيم سرنوشت سالي كه در پيش داريم، بهتر و نيكوتر باشد…
خدا كند معشوقه به سامان باشد و خورشيد درخشان…
يا علي مددي
خوبم
خوبي
خوب است
خوبيم
خوبيد
خوبند
يا علي مددي
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعهء پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
التماس دعا
یا علی مددی
یا مولاعلی مددی…
حال دل با تو گفتنم هوس است
خـبـر دل شـنفتـنم هـوس است
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا صبح خفتنم هوس است
التماس دعا
یا علی مددی
یکم: قدما بهش میگن آب اماله. جدیدترها میگن یویو. اینها که گفتم حکم خود بنده است. قرار بود بریم کرمان و حالا حالاها بمونیم. فقط ۱۰ روز طاقت آوردیم. دوباره سر خر رو کج کردیم و برگشتیم به واحد۴ مجتمع تارا. این بار قضیه جدّیه. قراره یک ۹۱۲ ابتیاع کنیم و در التزام رکاب اخوی […]

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…
روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.
غُرم مياد. دلم گرفته. حوصلهی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم میخواد اونجا باشم…
دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید