چم شده باز؟ چرا بهانه می‌گیرم؟ نه حوصله‌ی کتاب خوندن دارم، نه حوصله فیلم دیدن و نه دلِ گوش دادن به یک تکه موسیقی ناب.
بی‌تاب دیدن مادرم. دلم برای استاد تنگ شده. عجیب هوای دیدن بانو توی وجودمه. محسن هم که از بس برای اومدن بدقولی کرده، دیگه رسماً امیدی به اومدنش ندارم.
حس غریبیه. چیزی [...]

The Pursuit of Happyness

Gabriele Muccino
Will Smith , Jaden Smith

می‌پوشیم! می‌پوشند!

این روزها اگر سری به مراکز خرید، از فردوسی تا میلاد نور بزنید، تن‌پوش‌های مختلفی میبینید. پوشاکی که با قیمت‌های عجیب و غریب که از جنبه قیافه و قواره، دو سه سور اساسی به زیرپوش‌های مارک کاپیتان پدربزرگ‌هایمان زده‌اند. ما هم با کمال افتخار میخریم و میپوشیم و فخر هم میفروشیم. تی‌-شرت‌هایی که هر نوشته [...]

تریاک را به بازدمت پز…

روزی که خرید مادر، کیف مدرسه
قرمز، چمدانی، کلاس اول، با کلید
روزی که سخت حل میشد اصل هندسه
دبیر همدانی، صد کاروان شهید
روزی که مُرد خواهد جان بچه‌گی
روزی که حسرت بر تو واجب است پای نشئه‌گی
روزی که رفت بر باد ، روزی که ماند در یاد
شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد…
روزی که رفت از یاد، روزی که [...]

یاس بر خاک…

همین!
پ.ن. این عکس رو صلوة ظهر گرفتم. ساری.
توی هوایی که از فرط گرما، تن دوربین هم به عرق نشسته بود…

Batman Begins

Christopher Nolan
Christian Bale , Morgan Freeman

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر