بدون شرح!
حالم بده… حالم خيلي بده…
از فرط نشئهگي هيچ حسي نداشت.
همين جا بود. جلوي چشم همهي ما*…
*سيد خندان-تقاطع رسالت و شريعتي
حالم بده… حالم خيلي بده…
از فرط نشئهگي هيچ حسي نداشت.
همين جا بود. جلوي چشم همهي ما*…
*سيد خندان-تقاطع رسالت و شريعتي
ساعت ۱۲:۳۰ شب بود. مثل هر شب مشغول وبگردي بودم كه تلفن خونه زنگ خورد. به برادر محترم گفتم CallerID رو نگاه كن ببين كيه. پيش شماره رو نگاه كرد و گفت : با تو كار دارن…
خودش بود. باورم نميشد. همون صداي گرم و مهربون قديمي. گپي زديم و درددل و باز غر زدنهاي من […]
ادب قدرت ، ادب عدالت
عبدالكريم سروش
در “ادب قدرت ، ادب عدالت” بازيگران بزرگ همچنان قدرت و عدالتند كه دمي از پرسيدن و چالش كردن باز نميايستند و پارهاي از پاسخها به اين پرسشگران پرشور، درونمايهي اين دفتر را آفريده است. به ويژه پيوند ميان ادب صدق و ادب عدل از نكتههاييست كه ما را در […]
آخر هفته خوبي بود. بعد از مدتها كه دلم ميخواست ظهيرالدوله رو ببينم، محسن همت كرد و كاتاليزور شد. به يكي از دوستانش هم زنگ زد و اون بنده خدا رو هم راهي كرد. قرار گذاشتيم و پرسون پرسون قبرستان ظهيرالدوله رو پيدا كرديم. و اما قسمت با مزه ماجرا…
ظهيرالدوله يك ملك وقفي و نسبتاً […]
يكم: برگشتيم از سفر. چند روزي گرما خورديم و تن به آب دريا داديم. غذاي شمالي خورديم و وسط شاليزارهاي سبز مخملي شلنگ تخته انداختيم. جاي همه دوستان و دشمنان نداشتهمان خالي… عكسهايش را كمكم ميگذلريم “اينجا” ببينيد كه از قديم گفتهاند وصفالعيش، نصفالعيش!
دويّم: بنده خدايي يك شبه آخرين جلد مجموعه هريپاتر را خوانده بود […]
قل سيروا فيالارض…
به اميد ديدار
يا علي مددي
پينوشت مخصوص جناب رحمتيان:
قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه الذين من قبل كان اكثرهم مشركين…
اصغر فرهادي
هديه تهراني، حميد فرخنژاد، ترانه عليدوستي

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…
روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.
غُرم مياد. دلم گرفته. حوصلهی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم میخواد اونجا باشم…
دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید