مرخصي…

امروز آخرين روز اردي‌بهشت ماهه. كم‌كم بوي امتحان داره مياد و براي داشجوي تنبلي مثل من كه تمام طول ترم از زندگيش لذت برده! اين يكي دو هفته آخر يك كم سخته. مي‌خوام خرداد ماه رو برم مرخصي. كتاب “ارميا” رو تازه تموم كردم. تصميم دارم بعد از “درياي درون” سراغ فيلم جديدي نرم. شايد […]

بازگشت كرگدن…

امروز عصر، يكي دو ساعت به غروب، داشتم اطراف ميدان آر‍ژانتين رانندگي ميكردم كه چشمم به يك بيل برد افتاد. چنان روي ترمز كوبيدم كه اگر كمربند نبسته بودم تا كمر توي شيشه بودم! ماشين رو پارك كردم و از بيل برد عكس گرفتم…
موضوع برمي‌گرده به حدود ۶ سال پيش و نشريه‌اي به نام مهر؛ […]

براي رامون سن‌پدرو…

مدت‌ها بود يك فيلم اينطور ميخ‌كوبم نكرده بود. خيلي وقت بود اين‌طور ذهنم درگير فيلمي نشده بود! هرچيز كه من رو با خودم درگير كنه برام لذت بخشه. تا حالا فكر نكرده بودم كه چقدر فاصله سلامتي، تا زمين‌گير شدن و تا مرگ كمه. به بحث قديمي اتانازي (خودكشيِ خودخواسته) كاري ندارم؛ اينجا زندگي حكم […]

Mar adentro
The Sea Inside

Alejandro Amenábar
Javier Bardem , Belén Rueda

Apocalypto

Mel Gibson
Rudy Youngblood , Dalia Hernández

برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر امكان‌پذير نمي‌باشد…

قطع شد. بالاخره اين موبايل من هم قطع شد. فكر نمي‌كردم اين‌قدر دپرس بشم. بد‌جور دلبسته اين خط و آدم‌هاي توي فون‌بوكش شدم. با قطع شدن اين خط، دلم براي آدم‌هاي زيادي تنگ شده… بايد يه فكري بكنم…

..
پ.ن.۱ : حقته! كسي كي ظرف يك دوره، بي‌خود و بي‌جهت براش ۸۰هزار تومن قبض بياد، بايد موبايلش […]

شرق ، هم میهن : یک شروع طوفانی

بعد از مدتی حدود ۸ ماه روزنامه شرق دوباره شروع به کار کرد. گرچه به قول مدیرمسؤل، فقط ۱۰% تحریریه در دور جدید غایبند، ولی هنوز نمیشه قضاوت درستی درمورد دوره جدید کرد. جای خالی محمد قوچانی، سردبیر جوان، جاه طلب و حرفه ای شرق به وضوح احساس میشه؛ ولی اولین شماره دوره جدید به […]

ارمیا

رضا امیرخانی
…علم مي‌گويد ماهي به خاطر دور شدن از آب، به دلايل طبيعي، مي‌ميرد. اما هركس يك بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد، تصديق مي‌كند كه ماهي از بي‌آبي به دلايل طبيعي نمي‌ميرد. ماهي به خاطر آب خودش را مي‌كُشد…
خشم… عجز… تنهايي… اين‌ها لغاتي علمي نيستند!
ارميا ماهي بي‌دست و پاي حلال گوشتي […]

سلیقه

از ۲ حالت خارج نیست :
۱. یا من خیلی بد سلیقه ام!
۲. یا این جماعت منتقد و ستایشگر و کشته مرده، یه چیزایی حالیشون میشه که من حالیم نمیشه!
دیشب برای چندمین بار فیلم “آشوب” کوروساوا رو دیدم… واقعاً نمیفهمم چرا اینقدر طرفدار داره…
هرکی میدونه به منم بگه…

..
پ.ن: دیشب مجری تلویزیون گفت : شما رو به […]

Ran

Akira Kurosawa
Tatsuya Nakadai , Akira Terao

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۳

روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۹

غُرم مياد. دلم گرفته. حوصله‌ی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم می‌خواد اونجا باشم…

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۸

دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید

نظرات : یک نظر