ساعت ۶:۳۰ - صبح از خواب بیدار میشی ، یادت می افته که امروز روز تولدته ! شیرجه میری رو موبایلت خبری نیست…
ساعت ۹صبح - تا حالا حدود ۱۰ نفر زنگ زدن و تولدت رو تبریک گفتن اما هنوز خبری نیست…
ساعت ۱۲ - هربار که موبایلت زنگ میخوره به خودت میگی خودشه اما هنوز خبری […]
فروردین ۱۸م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۲ Comments
امروز ۲۳مین سالروز تولد منه.
مثل هر سال، همون حس غریب باز سراغم اومده. یه چیزی بین بچه موندن و بزرگ شدن…
آسمون بعد از ۱۷ روز ابری و بارونی بودن؛ امروز صافه… بدون حتی یک لکه ابر! انتظارش رو داشتم…
دعا کنیم سلامتی، شادی و موفقیت همیشه توی زندگی هممون حاضر باشه…
پ.ن : هنوز کسی که صداش […]
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۶
Categories: گذشته! . Author: marhoom . Comments: ۲ Comments
از وقتی برگشتم کرمان، ابر و بارون و تگرگه که بین زمین و آسمون غوطه میخوره…
اما شنبه یک روز آفتابی خواهد بود…
این رو ریحان و معین هم شهادت میدن…
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۶
Categories: گذشته! . Author: marhoom . Comments: No Comments