۱۱۵۰۹۰۷۷۸۱۱۲۰۴۷۸۱۱

التماس…
گفتم تو شيرين مني
گفتا تو فرهادي مگر؟
گفتم خرابت ميشوم
گفتا تو آبادي مگر؟
گفتم ندادي دل به من
گفتا تو جان دادي مگر؟
گفتم ز کويت ميروم
گفتا تو آزادي مگر؟
گفتم فراموشم مکن
گفتا تو در يادي مگر؟
گفتم خموشم سالها
گفتا تو فريادي مگر؟
گفتم که بر بادم مده
گفتا نه بر بادي مگر؟

..

۱۱۵۰۶۲۶۰۰۳۷۱۱۹۵۸۱۳

دلتنگی…

لبخند بزن تازه کنی بغض بنان را
بخرام برآشفته کنی فرشچیان را
تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی
انگشت به لب کرده لبت منتقدان را
دلتنگی حزن آور یک کهنه سه تارم
برگیر و برآشوب و بزن جامه دران را
معراج من این بس که در این کوچه بن بست
یک جرعه تنفس بکنم چادرتان را
ای کاش در این دهکده پیر […]

۱۱۵۰۱۴۲۰۴۷۱۸۸۶۶۵۳۳

دنیای رنگی من

من آدم غمگینی نیستم. دنیای من یک دنیای خاکستری نیست. من هم مثل همه رنگها رو دوست دارم. من هم زیبایی رو دوست دارم چون خدای من زیباست.
من خوشبختم:
چون خدا رو دارم
چون مادرم رو دارم
چون پدرم رو دارم
چون شیرینم رو دارم
چون آزاده رو دارم
چون ساناز رو دارم
چون حمید رو دارم
چون دانیال رو دارم
چون […]

۱۱۴۹۹۵۰۸۹۱۴۴۷۵۴۹۳۴

Viva England !

اینقدر این تیم لعنتی انگلیس رو دوست دارم که موندم اگه قرار باشه تیم ایران مقابل تیم انگلیس بازی کنه طرفدار کدوم یکی باشم.
پس عجالتاً زنده باد انگلیس.

..

۱۱۴۹۳۳۷۷۸۱۱۷۲۳۹۸۵۶

همه راهها به ISP ختم میشود
یا
چرا اینترنت گران شد

و اما ناقلان اخبار و طوطیان شکّر شکّن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که در میان بلاد مملکت پارس، بلدی بود کرمان نام؛ به این گُندگی. آباد و زیبا با مردمانی همچون گُل. همه جا عدل و داد بیداد میکرد. (از فرودگاه بگیر تا جنگل قائم) گلها […]

۱۱۴۸۹۲۳۴۲۰۲۳۳۳۴۵۲۱

گناه…

تقصیر توست، پای دلم را وسط نکش
ای در کنار شـعــر من آهنگ بی کلام
ایـن تـرم واحـد غـزلم را تـو پاس کن
آن ترم زیر برگه من بود: -۹- تمام
مصراع آخری چقدر پاک و ساده است
شاعر، همیشه عاشق تو، نقطه، والسلام
پ.ن. عکس واقعی است
۸/۳/۸۴

۱۱۴۸۶۷۲۲۸۴۷۶۴۳۶۰۹۶

…A Sweet Life with

یکی دو سال پیش که تب اورکات همه گیر شده بود، من هم جزء فعالان به اصطلاح خفن اورکات بودم. اگه یادتون باشه یکی از سرویسهای اورکات یک آلبوم عکس بود که میشد توش عکس آپلود کرد. یکی از عکسهایی که توی آلبومم بود و خیلی دوستش داشتم، عکسی بود که همینجا […]

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۳

روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۹

غُرم مياد. دلم گرفته. حوصله‌ی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم می‌خواد اونجا باشم…

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۸

دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید

نظرات : یک نظر