بهارعشق
این متن امروز برای من Email شد. این متن(اینجوری که از ظاهرش \یداست) از زبون یه دانشجوی نقاشیه.من که خیلی حال کردم.(گرچه یه کم مثل فیلم هندیه). امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
با وجود نگاه سردت همان اولين نگاه کافي بود تا به تو دل ببندم. آن روز وقتي استاد از تو خواست تا […]
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
کنکووووور!
امسال ۷تا دوست پشت کنکوري دارم. ميدونم که اين روزاي آخر خيلي نفس گيرهستن. ميدونم، چون خودم ذره ذره اين روزا رو زندگي کردم.
دوستاي خوبم: رها، شاهين، ترانه، رضا، لاله، محسن و مريم :
از صميم قلب براتون آرزوي موفقيت و شادکامي ميکنم. اميدوارم فردا روشن تر از امروز باشه. روشنتر و آفتابي.
اين متن رو هم […]
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
شاگردي از استادش پرسيد:” عشق چست؟”
استاد در جواب گفت:”به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!”
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: “چه آوردي؟”
و شاگرد […]
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
بلاگر زیر و رو شده…
این گوگل هم که هرجا پا بذاره کولاک میکنه. سری به Blogger.com بزنید و به جون گوگل و گوگلیان دعا کنید.
…
..
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
واویلا…
قدش بلنده،
موهاش کمنده،
ابروش کمونه،
شیرین زبونه،
ولی نامهربونه واویلا،
نامهربونه واویلا…
…
..
توضیح: هر کسی ممکنه بعضی وقتها قاط بزنه
…
…
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۳
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments