۱۰۸۲۳۸۱۴۳۹۶۶۲۷۸۲۷۸
و خدا توجیه را آفرید…
اکانت نداشتم.
حوصله نداشتم.
وقت نداشتم.
یه عالمه کار داشتم.
و به ۱۰۰۱ دلیل دیگه اینجا اینهمه خاک گرفته.
بازم مینویسم…
…
..
و خدا توجیه را آفرید…
اکانت نداشتم.
حوصله نداشتم.
وقت نداشتم.
یه عالمه کار داشتم.
و به ۱۰۰۱ دلیل دیگه اینجا اینهمه خاک گرفته.
بازم مینویسم…
…
..
بارون رو دوست دارم هنوز…
مقدار متنابهي بارون + يه آدم خُل مثل من + دو ساعت و نيم پياده روي زير بارون =
سرما خوردگي + گلو درد + تب
…
..
۲۰ ساله شدم !
دقیقاً ۲۰ سال پیش، مثل امروز
من به زندگی سلام کردم…
…
..
…
این زندگی لعنتی درست مثل یه موج سینوسی میمونه. بعضی وقتها رو اوج قله خوشبختی هستی و دلت میخواد اون لحظه هیچوقت تموم نشه. بعضی وقتها هم اونقدر حالت گرفته است که آرزو میکنی اون ثانیه دود بشه و بره هوا.
و من الان تو قعر این موج لعنتی هستم. درد دستم امونم رو بریده ، […]
سيزده بدر…
نحسي سيزده امسال منو گرفت. جاتون خالي (موندم بگم باشه يا نباشه)، با اقوام پدري رفتيم سيزده بدر. همه چيز به خوبي و خوشي پيش ميرفت که دخترعموها پيشنهاد کوه دادند. ما هم شال و کلاه کرديم و راهي شديم. همه چيز به خوبي و خوشي پيش ميرفت تا هوس کرديم از بالاي کوه […]
ضربدر…
من کيم ؟
يه در به در، گمشده محله ها
پشت پا خورده ترين، صداي شهر بي صدا
از کجا ؟
پايين شهر، اونجا که بن بستِ نفس
اونجا که خواب و خيال، زندوني ميشه تو قفس
وسط يه ضربدرم
خونه به دوش و خسته
توي چارراهي که از، چهار طرف بن بسته
وسط يه ضربدرم…
من کيم ؟
يه پاپتي، پر از سؤال بي جواب
صدتا […]
یادت نره…
يادت نره که ياد تو، هميشه همراه منه
يادت نره که خواستنت، مثل نفس کشيدنه
يادت نره که آينه، از طپش تو روشنه
يادت نره نبودنت، جونم رو آتيش ميزنه
بغض تو ياس پرپره، باغ تو چشات شناوره
دل واسه تو دربه دره، يادت نره، يادت نره
يادت نره که عاشقت، از همه ديوونه تره
ناز تو رو خوب ميخره، يادت […]
…Credendo Vides
نگاه کن تا باور کنی…
…
..
…Love is
به نظر شما عشق چيه ؟ چطور تو زندگي خودش رو نشون ميده ؟ ميدونم که هر کسي واسه خودش يه جواب داره که البته به نظر خودش هم قانع کننده است…
چند روز پيش، با يه دوست در مورد عشق گپ ميزدم؛ دوستم مجموعه اي رو به من معرفي کرد و پيشنهاد کرد […]
ساقیا آمدن عید مبارک بادت…
این هم عیدی من به همه دوستای گُلم : دو تا پوستر عیدانه که خودم با دومی خیلی حال کردم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد :
اولی ، دومی
…
..

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…
روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.
غُرم مياد. دلم گرفته. حوصلهی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم میخواد اونجا باشم…
دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید