۱۰۷۳۸۵۵۵۰۷۴۸۰۵۸۳۴۴

موج تازه سینمای هالیوود در IRIB…

چند وقتیه که تلویزیون ایران کولاک کرده.چپ و راست داره فیلمهای ساخت آمریکا (شاید بهتره بگم هالیوود) رو نشون میده.تا چند وقت پیش هر وقت میخواست بعد از مدتها یه فیلم آمریکایی رو نشون بده اول دو ساعت در مذمت هالیوود و کارگردانهای بد و هنرپیشه های فاسد داد […]

۱۰۷۳۵۹۰۳۸۸۳۷۵۱۶۸۰۵

خدایا…

خدایا
من در کلبه فقیرانه خود
چیزی را دارم،
که تو در عرش کبریایی خود نداری:
من چون تویی دارم
و تو چون خود نداری…
«امام سجاد علیه سلام»

..

۱۰۷۳۲۵۲۵۴۴۰۰۴۸۳۲۸۳

اصول اولیه دموکراسی را بیاموزیم…

سرکار خانم و یا جناب آقایی که با نام صلح در وبلاگ من و بعضی دوستان لطف کرده و کامنت میگذارید
سلام…
این طور که از نوشته های شما بر می آید، از لحاظ سیاسی شخصیت تندرویی هستید که این موضوع در عرف سیاسی جهان هیچ مشکلی ندارد.
اما من، شما و هرکسی […]

۱۰۷۲۹۹۸۲۳۹۰۵۲۰۹۴۳۹

ارگ، طاقت داغ فرزندانش را نداشت…

باید گریه کرد.
باید حسرت خورد.
این بنا، میراث ۲۰۰۰ساله ما بود.
اما اکنون…
..
.

۱۰۷۲۸۲۴۲۳۱۸۱۴۶۶۹۸۶

ز مثل زندگی، ز مثل زلزله
جمعه ۵/۱۰/۸۲
ساعت پنج و نيم با تکان شديدي از خواب ميپريم.حسين دوست دوران دبيرستان مهمان من است.مادرم ميپرد توي چارچوب و داد ميزند : زلزله…
۷:۳۰ صبح
مثل بهت زده ها جلوي تلويزيون نشسته ايم. باورمان نميشود. مادرم گريه ميکند. وسط گريه هايش ميفهمم که ميگويد ارگ ويران شده. فکر ميکنم نفس […]

۱۰۷۲۱۲۴۰۰۱۹۹۲۰۱۴۲۷

خدايا به آن که دوست مي داري بياموز :
که عشق از زندگي بهتر است،
و به آن که دوست تر مي داري بچشان :
دوست داشتن از عشق برتر!
«رها»
..
.

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۳

روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۹

غُرم مياد. دلم گرفته. حوصله‌ی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم می‌خواد اونجا باشم…

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۸

دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید

نظرات : یک نظر