شرایط خواندن وبلاگ

الف- با تمام وجود و از ته دل بايد قبول کنيد که آدم بدي هستيد.خودتان را گول نزنيد و شعار الکي ندهيد. بگذاريد مجريان تلويزيون و مسئولان هر چه ميخواهند بگويند. شما خودتان را بهتر از هر آدم ديگري ميشناسيد. اين تنها راه رستگاري احتمالي شماست.
ب-سعي کنيد منتهاي لذت را از زندگي ببريد و براي اينکار حتي از صداي برخورد استکان و نعلبکي در قهوه خانه سر راهتان يا تماشاي چهره آن دخترک تماشايي در کليپ November Rain گروه Guns N Roses نگذريد.
ج-به قول دوستان به هيچ آدم بالاي ۳۰ سال اعتماد نکنيد! البته به ياد داشته باشيد که سن تقويمي ملاک نيست.
د- بايد چيزي داشته باشيد که انتظار آمدنش را بکشيد.حالا چي يا کي ، نه به من مربوط است نه به هيچ کس ديگر.
هـ -بايد بلد باشيد شوخي کنيد. همه چيز را مسخره کنيد. يعني آنقدر غمگين باشيد که به جز با خنده هاي طولاني هيچ جور ديگري زندگي برايتان قابل تحمل نشود.
و - هر چند وقت (لااقل ماهي يکبار) بايد سرتان را روي بالش، پيش از خواب جابجا کنيد. چون از بس گريه کرده ايد آن قسمت از بالشتان از اشک خيس شده است. باز براي چي يا کي ، به هيچ کس مربوط نيست.
ز - اين يکي خيلي مهم است. بايد به هر قدرتي با ديده شک و بد بيني نگاه کنيد. قدرت شکني ، بايد يکي از رئوس برنامه روزانه تان باشد. چيزي مثل مسواک زدن؛ آن هم روزي ۳ مرتبه! (واقعاً کسي هست که روزي ۳ بار مسواک بزند ؟!!! واي! چه وحشتناک!)
ح - لازم است مرز ميان آنچه را که «فرهنگ والا» و «فرهنگ پست» مينامند ، در ذهنتان از بين ببريد. همواره به خاطر داشته باشيد که يک جوات راننده يک دستگاه پيکان مسافر کش با کمک فنرهاي خوابيده و لاستيک دور سفيد، همان قدرممکن است حرف حساب بزند که از ميشل فوکو و افلاطون انتظار ميرود
ط - فضاي ذهني و قوه تخيلتان، تنها چيزي است که صاحبش واقعاً خودتان هستيد و هيچ قدرتي توان دست اندازي به آن را ندارد. در حفظ و پرورشش کوشا باشيد ی - به هر صورتي که ممکن است، براي ارتباط با ديگران تلاش کنيد. حالا با ابراز نياز، فرستادن نامه، خنده، دست تکان دادن، چشمک، ایمیل، فکس يا هر چيز ديگري که به فکرتان ميرسد.
ک - بايد يک تيم فوتبال محبوب (ترجيحاً منچستر يونايتد) و همچنين يک معشوق اساسي داشته باشيد. معشوقتان ميتواند يک آدم واقعي و حاضر، که خودتان را درباره اش گول ميزنيد يا کسي که پيش از تولد شما يا سالها قبل مرده است (بيخود ياد آدري هپبورن نيفتيد) يا حتي يک شخصيت ذهني باشد. يادتان باشد تيم محبوبتان حتماً بايد يکي از تيمهاي در حال فعاليت دور و بر باشد تا پس از پيروزي و باخت بتوانيد صريحاً احساساتتان را نشان دهيد.
ل - اين حرف نيچه را هيچ وقت فراموش نکنيد: «نهايت پختگي يک مرد آن است که به جديتي برسد که در کودکي هنگام بازي داشته است».
م - بالاخره تا جايي که ميتوانيد بايد با اين بايدها و نبايدها و همين شروط و اصلاً با من صاحب وبلاگ مخالفت کنيد. مگر اينکه به اين نتيجه برسيد که اين حرفها ، حرفهاي خودتان است.
در پناه حق

پ.ن: چند سال پیش (که دقیقا یادم نیست چند سال پیش بود) امیر قادری عزیز توی مجله “یک هفتم” صفحه ای داشت. من هم که توی اون سن و سال مجله و روزنامه رو به جای خوندن میجویدم عاشق این صفحه بودم… این وبلاگ هم که پایه و اساسش همون روزها گذاشته شده بود! وقتی توی آرشیوم یک شماره از این مجله رو پیدا کردم تصمیم گرفتم من هم این شرایط رو برای وبلاگم بذارم… پس با اجازه امیر قادری…

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و هميشه به شدت اعتقاد دارم زندگي مثل يك موج سينوسيه. گاهي بالاي بالايي، گاهي به كلّه ميخوري زمين…
فقط خودم ميدونم كه الان كجاي نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۳

روزی که نه کلاس داری، نه ماشین داری، نه درس داری، نه کسی خونه هست، نه تلویزیون برنامه داره…
توی همچین روزی لم میدی رو کاناپه و مجموعه داستانهای کوتاه جناب آقای کافکا رو میخونی!
نتیجه گیری: گشتیم نبود…
پ.ن: سیستم گوارش بدجور ویروسی شده. به یک آنتی ویروس خفن نیازمندیم.

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۹

غُرم مياد. دلم گرفته. حوصله‌ی خودم رو هم ندارم. يه گوشه نشستم و خودم رو مثلاً سرگرم كردم…
الان فقط دلم می‌خواد اونجا باشم…

نظرات : یک نظر
۱۳۸۷ / ۰۱ / ۲۸

دوره دندونپزشکی تموم شد. ترمیم ۱ دندون شکسته، پر کردن ۴تا دندون و جرم گیری. رسماً ضعف اعصاب گرفتم. بند بند تنم داره میلرزه…
راستی؛ دوست خوبم دکتر نوابی عزیز، از صمیم قلب به خاطر صبر و حوصله و زحمتی که کشیدید ممنونم.
سبز باشید

نظرات : یک نظر