مادربزرگ…
وقتی میاد خونه ی ما، همه چیز یه رنگ و بوی دیگه داره؛ همه چیز مهربون تره؛ همه چیز قشنگتره…
اصلاً وقتی مادربزرگ اینجاست، دنیا دوست داشتنی تره…
ایشالا عمرش صدوبیست سال. با عزّت و پربرکت…
وقتی میاد خونه ی ما، همه چیز یه رنگ و بوی دیگه داره؛ همه چیز مهربون تره؛ همه چیز قشنگتره…
اصلاً وقتی مادربزرگ اینجاست، دنیا دوست داشتنی تره…
ایشالا عمرش صدوبیست سال. با عزّت و پربرکت…
امروز آخرین نمرهی ترم پیش اعلام شد…
۲۱ واحد پاااااااااااااااس!
معدل A
به قول شاعر: ما اینیم (;
چای میخوریم. گپ میزنیم. روزگار خوشی داریم…
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد…
عزیز جانم ز سفر باز آمد…
۲۴ ساله شدم ، تولدم مبارک ، حالم خوبه ، همین …

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…
دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:
آخ اگه شاهچراغ بطلبه…
هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…