همه راهها به ISP ختم میشود
یا
چرا اینترنت گران شد
و اما ناقلان اخبار و طوطیان شکّر شکّن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که در میان بلاد مملکت پارس، بلدی بود کرمان نام؛ به این گُندگی. آباد و زیبا با مردمانی همچون گُل. همه جا عدل و داد بیداد میکرد. (از فرودگاه بگیر تا جنگل قائم) گلها [...]
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
گناه…
تقصیر توست، پای دلم را وسط نکش
ای در کنار شـعــر من آهنگ بی کلام
ایـن تـرم واحـد غـزلم را تـو پاس کن
آن ترم زیر برگه من بود: -۹- تمام
مصراع آخری چقدر پاک و ساده است
شاعر، همیشه عاشق تو، نقطه، والسلام
پ.ن. عکس واقعی است
۸/۳/۸۴
خرداد ۸م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
…A Sweet Life with
یکی دو سال پیش که تب اورکات همه گیر شده بود، من هم جزء فعالان به اصطلاح خفن اورکات بودم. اگه یادتون باشه یکی از سرویسهای اورکات یک آلبوم عکس بود که میشد توش عکس آپلود کرد. یکی از عکسهایی که توی آلبومم بود و خیلی دوستش داشتم، عکسی بود که همینجا [...]
خرداد ۵م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
نظرسنجی
جمعی از دوستان عزیز لطف کردند و نحوه کوتاه کردن موهای من رو به نظرسنجی گذاشتند.
برای شرکت در نظرسنجی نحوه کوتاه کردن موهای منِ بدبخت، اینجا رو کلیک کنید.
…
..
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
تو از متن کدوم رؤیا رسیدی؟…
من از این آقایی که عکسش این بالاست خوشم میاد. خیلی هم با خودش و صداش حال میکنم.
میگن جواتم؟ خُب باشم…
میگن این آقا نعره میزنه؟ خُب بزنه…
اصلاً چی میگین؟ شما برین با همون بنیامین و فریدون و محسن چاوشی خودتون حال کنین…
لااقل هرچی باشه نه مثل بنیامین تته پته میکنه، [...]
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
دنیا دیگه مثل تو نداره
یا
اعجوبه ای به نام بنیامین
امروز صبح هوس کردم قدمی توی کوچه بزنم. از خونه بیرون اومدم و توی دنج ترین بن بست دنیا (که حتما با عکس و تفصیلات دربارش خواهم نوشت) مشغول قدم زدن شدم. روبروی خونه ما یک دبستان دخترانه است که بر حسب اتفاق همون لحظه زنگ تفریحشون [...]
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
پروانه ای در مشت…
دلم گرفته. دلم بدجور گرفته. خودم میدونم چه مرگمه… ولی حتی به نزدیکترین دوستم نمیتونم بگم. حتی تو این وبلاگ لعنتی نمیتونم بنویسم… خدا رحمت کنه هدایت رو :
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.این دردها را نمی شود به کسی اظهار [...]
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
بازگشت مرحوم…
مرحوم از سفر برگشت.
مرحوم در نمایشگاه کتاب خیلی خسته شد.
مرحوم هیچی کتاب نخرید.
ولی در کل به مرحوم خیلی خوش گذشت.
مرحوم باز هم مینویسد.
…
..
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
مرحوم در ۲۴ساعت گذشته…
ساعت ۹ دیشب : هارددیسک کامپیوترم با ۸۰گیگابایت دیتا از قبیل آهنگ و ویدیو و عکس و هرچیز که ظرف ۵سال جمع کرده بودم سوخت…
ساعت ۱۱ دیشب : یکی از دوستان برای یک مسافرت یکروزه به رفسنجان از من دعوت کرد…
ساعت ۶ امروز : دوستم در خونه سوارم کرد…
۶ و ۵ دقیقه [...]
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments
هندی و هندی تر…
آورده اند که در ایام قدیم در راسته بازاری، مردکی بساطی پهن کرده بود و شمشیر میفروخت. داد میزد که آآآی تیغ هندی دارم. تیز ترین تیغ دنیا را دارم. آی خونه دار و بچه دار. بیا و بخر. بخر و ببَر. ببَر و ببُر… بیا که تیغ هندی دارم… بر سر [...]
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۵
Categories: گذشته! . Author: Javid Momeni . Comments: No Comments