دوباره آتش غمت به دل زبانه ميزند
دوباره درد غربتت جار شبانه ميزند
شنيدهام تندر غم شعله به باغ ميكشد
به زخمهاي خون چكانه تازيانه ميزند
شنيدهام به نينوا به نوك تيز نيزهها
عشق شكوفه ميكند ماه جوانه ميزند
شنيدهام كه مادري گرفته در بغل سري
به گيسوان درهم سنبله شانه ميزند
شنيدهام كه حرمله تير نهاده در چله
به نازكاي گردن غنچه نشانه […]
دی ۲۸م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۳ Comments
آه…
اومدم…
به چه شوقي،
به چه ذوقي،
اومدم.
پشت در..
سرما دستامو ميبُرد.
پيش پيشخون چشات،
دندونام به هم ميخورد.
با دو تا پاي کبود،،
تو مسافرخونهي قلب يخيت،
چي بگم.
توي بيغولهي اون ذهن حقيرت،
واسه من جايي نبود،،
شانس اوردم..
توي حس برهوت،
زير اتمسفر جادوگر بوت،
توي سمّ قسمت،،
. . . . . . . . . . .
ميون آتش و خون،
کمکم کرد مسيحاي جنون.
. . . . […]
آذر ۲۳م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۶ Comments
۳۶۵ روز گذشت. ۱سال…
انگار ديروز بود. از پلههاي حافظيه بالا ميرفتم. بغض را رها كردم. اختيار اشك دست من نبود.
مثل هميشه حوض را دور زدم و توي يكي از ايوانهاي جنوبي نشستم. چراغهايش از پشت شمشادها سوسو ميزدند. چقدر آشنا بود. تكهاي كه از زمين نبود. آسمانيِ آسماني…
كتاب را به دستش دادم. از چشمهايم نيت […]
شهریور ۱۰م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: No Comments
روزي كه خريد مادر، كيف مدرسه
قرمز، چمداني، كلاس اول، با كليد
روزي كه سخت حل ميشد اصل هندسه
دبير همداني، صد كاروان شهيد
روزي كه مُرد خواهد جان بچهگي
روزي كه حسرت بر تو واجب است پاي نشئهگي
روزي كه رفت بر باد ، روزي كه ماند در ياد
شهر كلان كه روزي، عليآباد باد…
روزي كه رفت از ياد، روزي كه […]
شهریور ۳م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: No Comments
گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود…
پ.ن.۱: براي بانو بيشتر
يا علي مددي
تیر ۲۵م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۲ Comments
عشق يعني زرد، تنها و غريب…
پ.ن.۱ : بدجور دلم تنگته بانو!
پ.ن.۲ : قابل توجه عليا حضرت عطسه!
پ.ن.۳ : خداوند اموات “فليكر” و “بالاترين” را تؤامان بيامرزد…
تیر ۲۰م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۵ Comments
معشوقهي خانـگی به کاری نایــد
کاو دل برد و روی به کس ننماید
معشوقه خراباتی و مُـطرب بایــد
تا نیمه شبان , زنان و کوبان آید
ابوسعید ابوالخیر
..
يا علي مددي
تیر ۱۶م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۵ Comments
بيشتر از يك هفتهست كه مادرم رو نديدم. وقتي توي ايستگاه بوسيدمش، اصلاً حواسم نبود كه روز مادر قراره پيش هم نباشيم. بغض غريبي دارم؛ شايد يك جور دلتنگي…
حس غريبيست حسّ نبودن مادر : بغض، عجز، تنهايي…
دعا كنيم باشند. هميشه باشند، كه لحظهاي نبودنشان، مثل جدا كردن آب از ماهيست…
يا علي مددي
تیر ۱۴م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۲ Comments
دپ زدم. بدجور…
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۱ Comment
سلام.
حدود چند ماهه كه يك Talk Show به اسم شب شيشهاي از شبكه ۵ در حال پخشه و حتماً ميدونيد كه حسابي سروصدا بهپا كرده و مجري اين برنامه حسابي معروف شده و چپ و راست در حال مصاحبه كردن با اين روزنامه و اوم مجلهست. شماره خرداد ماه مجله قديمي و معتبر فيلم هم […]
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۶
Categories: دلتنگیها . Author: marhoom . Comments: ۷ Comments