شب، سکوت، کویر…
۲روز رفتیم کلوت. وسط کویر. با یک تیم باحال و یک تلسکوپ قوی. لذتی داشت آرامش و سکوت. دلم میخواست برای همیشه اونجا بمونم. شبها زیر طاق آسمون دراز بکشم و فقط با دراز کردن دست ستاره بچینم و روزها روی شنهای نرم و ابریشمی کلوت، با پای برهنه راه برم. دلم میخواست همیشه کنار همین آدمها باشم. دوستهای قدیمی و عزیزم. آدمهایی که نفسم به نفسشون بستهست. خودم باشم و آرامش خدایگون کویر…
اگه روزی گذرتون به شهداد و کلوت افتاد، اگه شب رو مهمون آسمون پر از الماس کویر بودید، یادتون باشه که من چیزی رو اونجا جا گذاشتم. اگه دیدیدش، فقط با یه لبخند یاد من بیافتید…
۸ نظر
ارسال نظر



ادب، قدرت، ادب عدالت… الحمدالله قرار نیست تموم بشه ؟
آره ؟
.
.
.
کلوت هم جای خدایی واسه خودش . فوق العاده ست .
هر چی بگم کم گفتم !
دقت کردی کویر یک دختر هست آرامش کویر،سکوت کویر،زیبایی کویر،صبر کویر،بزرگی کویرو… می خوای بغلش کنی تا بینهایت توی سکوتش …….
چشممان سفید شد به این صفحه ی سیاه ….
بابا تو هنوز وسط کویری….آپ کن دیگه اه
کجایی؟
تو هم که ۳ ماهه هنوز موندی توی کلوت.چرا هیجکدوم آپ دیت نمیکنین؟!
We have been an ebay power seller and paypal confirmed seller of wow gold for years.