شب، سکوت، کویر…

۲روز رفتیم کلوت. وسط کویر. با یک تیم باحال و یک تلسکوپ قوی. لذتی داشت آرامش و سکوت. دلم میخواست برای همیشه اونجا بمونم. شبها زیر طاق آسمون دراز بکشم و فقط با دراز کردن دست ستاره بچینم و روزها روی شن‌های نرم و ابریشمی کلوت، با پای برهنه راه برم. دلم میخواست همیشه کنار همین آدم‌ها باشم. دوست‌های قدیمی و عزیزم. آدم‌هایی که نفسم به نفسشون بسته‌ست. خودم باشم و آرامش خدای‌گون کویر…
اگه روزی گذرتون به شهداد و کلوت افتاد، اگه شب رو مهمون آسمون پر از الماس کویر بودید، یادتون باشه که من چیزی رو اونجا جا گذاشتم. اگه دیدیدش، فقط با یه لبخند یاد من بیافتید…

۸ نظر

  1. نظر توسط عطسه گمشده در ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۷ ۱۱:۰۶ ب.ظ

    ادب، قدرت، ادب عدالت… الحمدالله قرار نیست تموم بشه ؟

  2. نظر توسط سارایی در ۲۰ خرداد, ۱۳۸۷ ۱۲:۵۵ ق.ظ

    آره ؟
    .
    .
    .
    کلوت هم جای خدایی واسه خودش . فوق العاده ست .
    هر چی بگم کم گفتم !

  3. نظر توسط امین در ۲۰ خرداد, ۱۳۸۷ ۳:۲۲ ب.ظ

    دقت کردی کویر یک دختر هست آرامش کویر،سکوت کویر،زیبایی کویر،صبر کویر،بزرگی کویرو… می خوای بغلش کنی تا بینهایت توی سکوتش …….

  4. نظر توسط عطسه گمشده در ۲۳ خرداد, ۱۳۸۷ ۸:۴۳ ب.ظ

    چشممان سفید شد به این صفحه ی سیاه ….

  5. نظر توسط نازی در ۲۱ تیر, ۱۳۸۷ ۷:۳۴ ب.ظ

    بابا تو هنوز وسط کویری….آپ کن دیگه اه

  6. نظر توسط میم در ۹ مرداد, ۱۳۸۷ ۸:۱۱ ب.ظ

    کجایی؟

  7. نظر توسط آرمی در ۲۴ مرداد, ۱۳۸۷ ۱۰:۵۶ ق.ظ

    تو هم که ۳ ماهه هنوز موندی توی کلوت.چرا هیجکدوم آپ دیت نمیکنین؟!

  8. نظر توسط wow gold در ۲۴ مهر, ۱۳۸۷ ۱:۴۵ ب.ظ

    We have been an ebay power seller and paypal confirmed seller of wow gold for years.

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر