بوی تلخ حلوا…
حس عجیبیه! چیزی بین ناباوری و بغض. اینکه نمیدونی چجوری باید حسّت رو بیان کنی! مرگ خیلی ناگهانی میاد. تازه اونوقته که میفهمی نزدیکتر از رگ گردن یعنی چی…
جاوید عزیز از صمیم قلب به تو خانوادت تسلیت میگم.
۲ نظر
ارسال نظر
حس عجیبیه! چیزی بین ناباوری و بغض. اینکه نمیدونی چجوری باید حسّت رو بیان کنی! مرگ خیلی ناگهانی میاد. تازه اونوقته که میفهمی نزدیکتر از رگ گردن یعنی چی…
جاوید عزیز از صمیم قلب به تو خانوادت تسلیت میگم.
۲ نظر
ارسال نظر

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…
دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:
آخ اگه شاهچراغ بطلبه…
هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…
آره ، دقیقاً یه حسه که نمیدونی چه جوری بیان کنی…..
بوی تلخ حلوا…
بعد از ۸ فروردین ، که توی یه پست از بوی حلوا و صدای قرآن نوشتم و کلی پیغام تسلیت داشتم ، تصمیم گرفتم دیگه همچین کاری نکنم !
حتی برای اون پست وح….