ُخوبيم…
قرار بود امروز، الان (دقيقاً همين الان : ساعت ۸صبح هشتم بهمن) من توي آپارتمان شماره۴ مجتمع مسكوني تارا باشم و مشغول آماده كردن صبحانه! اما از بخت نامراد و روزگار كج مدار و به خاطر ۴تا دونه برف، امتحانات دانشگاه افتاد عقب و رسماً تا پانزدهم در خدمت كرمان عزيز هستيم! (اضافه كنيد به پانزدهم، ۴-۵ روز انتخاب واحد و ثبتنام و قس عليهذا…)
بي تعارف دلم واسهي اون دنياي نقلي تنگ شده. كُلُني ۳سلولي من و محسن و حميد. اين يك ماه خيلي برام مفيد بود. كلي با خودم دعوا كردم. كلي با خودم كنار اومدم. حالا پر از انرژي برميگردم…
آي بروبچ: آب زنيد راه را…
۱۰ نظر
ارسال نظر



منم همتو
ايول….بابا تهروني….كرمونيا سيري چن
بابا تو كي صبحونه درست كردي هان؟؟؟ دروغگو!!
بخيل نيستيم شكر خدا … ما كه اصالتا تهروني هستيم شما هم بيا تهروني شو مثل ماD:
پ.ن: آب ديگه قديمي شده جديدا يه كار ديگه مي كنن كه منم نمي دونم چي چيه .
يا علي مددي!
آهان اگه راست مي گي اين فيلمي كه داره عمرش به يه صده مي رسه عوض كن پوسيد بدبخت.!
پس هفتهی ترویج خلاف و خلاف كاری چی میشه ؟ :D:D:D:D
ایشاللا شما تهرونی بشی !
كوكا هم زیاد نخور اووخ میشی !
خیلی نامردی…
خوبی؟ خوش می گذره؟
بیا مگه نمی خواستی بیایی اینجا یه کارایی بکنی منم اسیستنتت بشم ها؟؟؟ پس کی؟ اومدی یه سر بیا خیابون سهره وردی خیابان هویزه ساختمان ۱۱۶ یگو با مهندس!!! معارفدوست کار دارم!! آی بی جنبه بودن چه حالی میده!!!
رفيق اين شعره بود كه مي گفت : هركس كه نداند و نداند كه نداند رو كامل واسه من مي فرستيش آدرس ايميل من و كه داري؟