جار شبانه…

moharam.jpg

دوباره آتش غمت به دل زبانه می‌زند
دوباره درد غربتت جار شبانه می‌زند

شنیده‌ام تندر غم شعله به باغ می‌کشد
به زخم‌های خون چکانه تازیانه می‌زند

شنیده‌ام به نینوا به نوک تیز نیزه‌ها
عشق شکوفه می‌کند ماه جوانه می‌زند

شنیده‌ام که مادری گرفته در بغل سری
به گیسوان درهم سنبله شانه می‌زند

شنیده‌ام که حرمله تیر نهاده در چله
به نازکای گردن غنچه نشانه می‌زند

شنیده‌ام که خواهری فتاده روی پیکری
بوسه به رگ‌رگ تنی دانه به دانه می‌زند

شنیده‌ام چلچله‌ای میان خار می‌دود
ز ترس کرکسان به زیر بوته لانه می‌زند

شنیده‌ام شیر زنان چو دید ماه بر سنان
سر به عمود محملش به این بهانه می‌زند

با همه رو سیاهیت ارفع ببین عنایتش
گفته سری به دوستان خانه خانه می‌زند

زنده یاد سید محمود توحیدی
(ارفع کرمانی)

۳ نظر

  1. نظر توسط عطسه گمشده در ۲۹ دی, ۱۳۸۶ ۱۰:۲۵ ب.ظ

    روحی فداک یا اباعبد الله الحسین

    یا علی مددی!

  2. نظر توسط امین در ۱ بهمن, ۱۳۸۶ ۳:۴۱ ب.ظ

    حسین تشنه لبخند بود
    چرا بجای افکارش ،زخمهایش را نشانمان دادند؟

  3. نظر توسط پویا کرمشاهی در ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۷ ۱:۱۹ ق.ظ

    این شعر یکی از زیباترین اشعاری بود که درباره امام حسین شنیدم.لطفا از این شاعر ارزنده بیشتر یاد کنید و از اشعار نغزش مارا بهره مند کنید.ممنون

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر