جار شبانه…

دوباره آتش غمت به دل زبانه میزند
دوباره درد غربتت جار شبانه میزند
شنیدهام تندر غم شعله به باغ میکشد
به زخمهای خون چکانه تازیانه میزند
شنیدهام به نینوا به نوک تیز نیزهها
عشق شکوفه میکند ماه جوانه میزند
شنیدهام که مادری گرفته در بغل سری
به گیسوان درهم سنبله شانه میزند
شنیدهام که حرمله تیر نهاده در چله
به نازکای گردن غنچه نشانه میزند
شنیدهام که خواهری فتاده روی پیکری
بوسه به رگرگ تنی دانه به دانه میزند
شنیدهام چلچلهای میان خار میدود
ز ترس کرکسان به زیر بوته لانه میزند
شنیدهام شیر زنان چو دید ماه بر سنان
سر به عمود محملش به این بهانه میزند
با همه رو سیاهیت ارفع ببین عنایتش
گفته سری به دوستان خانه خانه میزند
زنده یاد سید محمود توحیدی
(ارفع کرمانی)
۳ نظر
ارسال نظر



روحی فداک یا اباعبد الله الحسین
یا علی مددی!
حسین تشنه لبخند بود
چرا بجای افکارش ،زخمهایش را نشانمان دادند؟
این شعر یکی از زیباترین اشعاری بود که درباره امام حسین شنیدم.لطفا از این شاعر ارزنده بیشتر یاد کنید و از اشعار نغزش مارا بهره مند کنید.ممنون