بابا رفت…

۱۳ نظر

  1. نظر توسط رفا در ۲۴ مهر, ۱۳۸۶ ۳:۱۸ ب.ظ

    چند دقیقه پیش خبر دار شدم. تسلیت منو داشته باش.

  2. نظر توسط نازی در ۲۴ مهر, ۱۳۸۶ ۷:۲۶ ب.ظ

    ….نمی دونم چی بگم….
    اما…show must go on

  3. نظر توسط مرتضی قائم پناه در ۲۵ مهر, ۱۳۸۶ ۱:۳۳ ق.ظ

    به نوبه خودم تسلیت عرض می کنم.
    انشاالله بقای عمر شما باشه.

  4. نظر توسط ممسن در ۲۸ مهر, ۱۳۸۶ ۳:۲۲ ب.ظ

    یک بار دیگه بهت تسلیت می گم. می دونی یاد اونشب که تا صبح با هم حرف زدیم و با هم اشک ریختیم افتادم. و یکبار دیگه اینبار تنها اشک ریختم ای کاش می تونستم بیام پیشت باشم……

  5. نظر توسط اردلان در ۲۸ مهر, ۱۳۸۶ ۴:۰۷ ب.ظ

    سلام
    وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم
    خدا بیامرزدشان و روحشان شاد باد
    ما را هم در غم خود شریک بدانید

  6. نظر توسط عطسه گمشده در ۲۹ مهر, ۱۳۸۶ ۷:۵۳ ب.ظ

    همه ی حرف ها رو زدم … برای آرامشتون دعا می کنم
    روحشون شاد باشه .

    یا علی مددی!

  7. نظر توسط امین در ۲۹ مهر, ۱۳۸۶ ۸:۳۴ ب.ظ

    وحید جان بازهم بهت تسلیت میگم،
    پاینده باشی

  8. نظر توسط الهام در ۳۰ مهر, ۱۳۸۶ ۱۱:۰۶ ق.ظ

    kheili vaghte oonvara nayoomadi!

    fek konam ino vase shahadate emam ali neveshti

    vaghean baba raft

    hame yatim….

    dost daram nazareto dar morede weblogam bedoonam

    hamishe ghashang minevisi
    felan

  9. نظر توسط عطسه گمشده در ۸ آبان, ۱۳۸۶ ۱۰:۱۸ ب.ظ

    من منتظر یه پیغام از طرف شما هستم … نگرانم!!!

    یا علی مددی!

  10. نظر توسط میم در ۱۲ آبان, ۱۳۸۶ ۱:۰۹ ب.ظ

    کجایی بابا؟ یه ملت رو نگران گذاشتی… تو رو خدا یه چیزی بگو…

  11. نظر توسط عبدالحسین در ۱۵ آبان, ۱۳۸۶ ۱۲:۲۱ ب.ظ

    إن شاءالله خدا صبرتون بده

  12. نظر توسط محمود شیرازی در ۱۶ آبان, ۱۳۸۶ ۱۲:۳۸ ق.ظ

    baz ham dir residam
    akharin tasliyato fekr konam man behet midam
    tasliyat…!

  13. نظر توسط الهام در ۱۶ آبان, ۱۳۸۶ ۱:۱۶ ب.ظ

    سلام

    تسلیت میگم. هر چند خیلی دیره…

    گفتند ÷رید بلبل از باغ
    گفتم که نشان فصل سرد است
    گفتند چو کوه ناگهان ریخت
    گفتم که شکوه مرگ مرد است…

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر