خنیاگر دیوانه…

toranj.jpg

عاقبت خنیاگر دیوانه‌ی من، آوازش را از کوچه به بازار رسانید…
امروز عصر با مادر بیرون رفتیم تا قدمی بزنیم و در هوای نیمه خنک بعدازظهر شمیران نفسی تازه کنیم. باز هم کمافی‌السابق عاقبت قدم زدن من به یک کتاب‌فروشی ختم شد. مادر هم که اخلاق عجیب مرا میداند؛ اعتراض که نمی‌کند هیچ، خودش هم هم‌پا میشود در این گشت و گذار من…
بین قفسه‌های کتاب می‌گشتم که چشمم به یک پوستر افتاد. روی دیوار…
ترنج : محسن نامجو
خوش‌حال بودم. خوش‌حال از اینکه بالاخره توانست آوازش را با پشتوانه به دست من و تو برساند. میدانم که اگر کمی دوستش داشته باشی، حتماً همه‌ی قطعات این آلبوم را شنیده‌ای؛ ولی اگر کمی (فقط کمی) جنون زیبایش حالت را عوض میکند، ترنج را بخر. بخر تا تو هم پشتوانه‌ی محکمی باشی برای این مرد…
خنیاگر منتظر ماست. او باید بازگردد…

یا علی مددی

۸ نظر

  1. نظر توسط ممسن در ۱۹ شهریور, ۱۳۸۶ ۶:۱۹ ب.ظ

    با شخصیتمون که میشه محسن معارفدوست دیگه تکلیف بقیمون معلومه…..(دوست عزیزم هادی بهم لطف دارن…)
    بگذریم نوکرتم کارات چی شد ؟ دمت گرم حالا دیگه من باید آمارت و از “ح” رفیقه “ث” باید بگیرم و بدونم کی رفتی کرمون و از این حرفا….
    مخلص

  2. نظر توسط میم در ۲۰ شهریور, ۱۳۸۶ ۱:۱۹ ب.ظ

    سلام دوست عزیز, جددا عجب دنیای کوچیکی… منم به جمع دانشجو های دانشگاه باهنر کرمان پیوستم!…

  3. نظر توسط میم در ۲۰ شهریور, ۱۳۸۶ ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام دوست عزیز, جددا عجب دنیای کوچیکیه. من هم به جمع دانشجوهای دانشگاه باهنر کرمان پیوستم! {چه شود!!}

  4. نظر توسط علی در ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ ۱۲:۴۴ ب.ظ

    دلم برات خیلی خیلی تنگ شده

  5. نظر توسط محسن در ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ ۲:۲۱ ب.ظ

    سلامی
    به صورت انتخابی تعدادی از کار های آقای نامجو رو دوست می دارم ولی این دلیل نمیشه که آلبوم رو نخریم . میریم می خریم تا این حرکت زنده بمونه : واعتصمو . . . ولاتفرقو . . .
    یا علی مددی

  6. نظر توسط میم در ۲۴ شهریور, ۱۳۸۶ ۱۱:۴۳ ب.ظ

    من می ترسممممم!

  7. نظر توسط عطسه گمشده در ۲۵ شهریور, ۱۳۸۶ ۶:۰۱ ق.ظ

    دارم یه آهنگش و دانلود می کنم … باید شنید!!!

    یا علی مددی!

  8. نظر توسط عطسه گمشده در ۲۵ شهریور, ۱۳۸۶ ۶:۰۲ ق.ظ

    راستی من کارتون دارم چرا اصولا شما پیداتون نیست؟؟

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر