روز میلاد مبارک بادت…

birth.jpg

امروز (به روایتی) تولد دوست خوب و مهمون عزیزم محسن بود. ساعتی مهمان کافه کوبا بودیم. قهوه‌ای نوشیدیم و گپی زدیم. من بودم، محسن و یک پیرمرد دیگه!
شب خوبی بود. دلنشین و به یاد ماندنی. فقط کاش فردا عصر نمیرفت…

یا علی مددی

۳ نظر

  1. نظر توسط عطسه گمشده در ۱۵ شهریور, ۱۳۸۶ ۱:۱۱ ب.ظ

    این قهوه تلخ هم عجب حکایتی شده..

  2. نظر توسط عطسه گمشده در ۱۵ شهریور, ۱۳۸۶ ۱:۱۷ ب.ظ

    راستی به روایتی هم تبریک بنده رو خدمت استاد عرض کنید .

    یا علی مددی!

  3. نظر توسط محسن در ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ ۱:۴۰ ب.ظ

    سلامی
    به خدا سوگند که از شدت شرمندگی زبانم بند آمده
    آخر چه بگویم که در خور قدر این همه مهربانی باشد
    خدا حفظت کنه جوون
    یا علی مددی . . .

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر