سفر

خب! به امید خدا خرده کارهایی که اینجا داشتم انجام دادم و کم‌کم دارم راهی سفر میشم. بر خلاف سفرهای قبل که حتماً کلی بار و چمدون با خودم داشتم، این دفعه فقط منم و یه کوله و یه دوربین…
برنامه ریزی کرده بودم این سفر رو با ماشین خودم برم ولی با این وضع بنزین هرچی رشته بودم پنبه شد…
حالا با قطار و اتوبوس قصد ایران‌گردی دارم… از تهران شروع میکنم و بعد به سمت غرب میرم. از تبریز تا شیراز…
نمیدونم پست بعدی رو کی بذارم… شاید یه جایی، یه کافی‌نتی… نمیدونم…
به امید دیدار…
یا علی مددی

۱۷ نظر

  1. نظر توسط عطسه گمشده در ۳۱ تیر, ۱۳۸۶ ۱۲:۴۶ ق.ظ

    آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش…

    یا علی مددی !

  2. نظر توسط عطسه گمشده در ۳۱ تیر, ۱۳۸۶ ۱۲:۴۹ ق.ظ

    آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجاهست خدایا به سلامت دارش…!!!

    یا علی مددی!

  3. نظر توسط عطسه گمشده در ۳۱ تیر, ۱۳۸۶ ۱۲:۵۶ ق.ظ

    اا… چرا ۲ تا ارسال کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تقصیر از مقامات بالا بود شرمنده..!!!

  4. نظر توسط رفا در ۳۱ تیر, ۱۳۸۶ ۷:۳۷ ق.ظ

    اوضاع منم دوباره به هم ریخت. میخواستم برگردم اونجا که بابام دوباره بصورت اطمینانی راهی بیمارستان شد

  5. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱۲:۴۵ ب.ظ

    جناب عطسه به مقامات بالا گیر نده ! چون خودت ۲ بار نوشتی و ارسال کردی ! اولی آخراش ! ۲ تا علامت تعجب داره دومی نداره ، دفعه آخرت باشه به مقامات بالا گیر میدی ها !

  6. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱۲:۵۸ ب.ظ

    به درک ! برو ، اصلاً دیگه این دور و بر ها هم پیدات نشه ! همه کلی رفیق داریم که اصلاً حتا متوجه نمیشیم که یکی ( اونم یه دونه از سوخته ها! ) کم شده ، کلی هم حال میکنیم که تو جلسات کتابخوانی کسی اذیت نمیکنه !!!

  7. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۰۰ ب.ظ

    ولی شایدم به این شدت نباشه !

  8. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۰۲ ب.ظ

    ها ! شیراز چه ربطی به تبریز داره ؟ :D هان ؟

  9. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۰۴ ب.ظ

    این دکمه اش کو ؟‌
    من دلم داره کم کم برات تنگ میشه !

  10. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۱۵ ب.ظ

    من حالم بده ! این مرحوم فک کنم دیگه رفته ! یکی پیدا بشه یه کم ایتالیایی برای من حرف بزنه حالم خوب بشه :(( …

  11. نظر توسط عبدالحسین در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۴:۲۱ ب.ظ

    سفر به خیر مسافر .

  12. نظر توسط جاوید در ۴ مرداد, ۱۳۸۶ ۷:۱۲ ب.ظ

    سلام خره ! من فکر کردم تو رفتی اومدم این همه وقت صرف کردم !
    این آخرین جلسه ایه که میتونی شرکت کنی ! پاشو بیا !:D بعدش برو…

  13. نظر توسط کتایون در ۵ مرداد, ۱۳۸۶ ۵:۳۶ ب.ظ

    راست گفتید ! بیست و سه ساله های خوبی هستیم.هر کسی هم بلد نیست روشن فکرنما باشد ! این هم برای خودش هنری است !… سفر به سلامت…

  14. نظر توسط عطسه گمشده در ۸ مرداد, ۱۳۸۶ ۸:۴۳ ق.ظ

    خدمت جناب جاوید خان عرض شود که شما اول بپرسید منظور از مقامات بالا چیه بعد ازشون طرفداری کنید..ها!!
    یه مشکل فنی که خود جناب مرحوم اطلاع دارن از داستانش

    میگم آقا جاوید شما نگران چیزی هستید؟؟؟؟!!!!

    پ.ن۱: حضرت مرحوم عزیز همچنان سفر براتون خوش،سبز و پر امید باشه.
    پ.ن۲:خیلی بد وقتی نیستن به یادشون می افتیم و وقتی هستن قدرشون رو نمی دونیم(بازم قابل توجه جاوید خان).

    یا علی مددی!

  15. نظر توسط جاوید در ۹ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۵۳ ب.ظ

    ۱/مقامی مگه بالاتر از من هم هست ؟! :D ( حالا منظورتون از مقامات بالا کیه ؟! )
    ۲/ مشکل فنی ؟
    من ؟‌ نگران ؟‌ نه !
    پی نوشت برای پی نوشت ۲ :‌عمراً ! ، وقتی بود کلی دردسر داشتیم ! هرچی هم بهش گیر میدادیم حالیش نمیشد ! ، الان هم که نیس همه راحتیم ! :D

  16. نظر توسط جاوید در ۹ مرداد, ۱۳۸۶ ۱:۵۶ ب.ظ

    وقتس بود کلی دردسر داشتیم ! => وقتی بود ….

  17. نظر توسط عطسه گمشده در ۱۰ مرداد, ۱۳۸۶ ۱۱:۱۱ ب.ظ

    پست بالایی دعوا بود منم نخواستم تو دعوای خانوادگی دخالت کنم!
    اون موقع ها که مقامات بالا یکی دیگه بود جدیدا به این پست نائل شدید شما ما خبر نداریم؟؟؟ >>> آقا تبریک
    جواب پی نوشت: مشخص که چه قدر راحتید من که از همین جا دارم حسش می کنم…

    راستی جناب مرحوم اگه شما هنوز سفرتون شروع نشده یه ندا بدید ما انقد پ.ن نزنیم که سفر خوش و از این حرفا :D
    یا علی مددی!

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر