عشق…

عشق یعنی زرد، تنها و غریب…
پ.ن.۱ : بدجور دلم تنگته بانو!
پ.ن.۲ : قابل توجه علیا حضرت عطسه!
پ.ن.۳ : خداوند اموات “فلیکر” و “بالاترین” را تؤامان بیامرزد…
۵ نظر
ارسال نظر

عشق یعنی زرد، تنها و غریب…
پ.ن.۱ : بدجور دلم تنگته بانو!
پ.ن.۲ : قابل توجه علیا حضرت عطسه!
پ.ن.۳ : خداوند اموات “فلیکر” و “بالاترین” را تؤامان بیامرزد…
۵ نظر
ارسال نظر

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…
دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:
آخ اگه شاهچراغ بطلبه…
هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…
مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…
عمری در خاکستری بی تو بودن از نفس افتادم.
زرد که آمد دلم کمی هوای نفس کشیدن کرد.
.
.
حالا تنها ، غریب ، کمی زرد… می خواهم از نو عطسه کنم!!!
برای همه چیز و این حس خوب همیشگی ممنون!!!
راستی خوب شد که ارمیا بالخره تموم شد.
زرد و تنها و غریب …….
کاش عاشق هم بودم !
—————————
بی جنبه نباشی بیایی بنویسی تو سیاه و همراه !!!! و عجیبی ! گیر نده …
—————————
عجب عکسیه لامذهب ! هرچی بیشتر نگاه میکنم میبینم که چیزیای کمتری دیدم ! و چیزای بیشتری برای دیدن مونده ….
عشق یعنی : کشک ، دوغ و … تغار
پ.ن.۱ : این یارو هم دلش بدجور تنگ بانوی نداشته شه !!!
پ.ن.۲ : فقط “عالیجناب ترده” !
پ.ن.۳ : خداوند انشالله شما را هم بیامرزاد …
آمین!
اون طرحی رو که گفته بودم به gmail تون فرستادم.
پیروزیم رو بر سرعت خطم تبریک می گم به خودم!!!
البته دلیلش رو بهتون نمی گم….
اومدم بهتون بگم دیدم خوابید .. گفتم مزاحم نباشم.