اختراع…

به نظر شما مهم‌ترین و باارزش‌تریت اختراع بشریت، از دید یک پسر ۲۳ساله که خانواده‌ش به مسافرت رفتند چی می‌تونه باشه؟…

-چرخ؟ نه…
-کامپیوتر؟ نه بابا…
-تلفن؟ اینجوری‌ها هم دیگه نیست…
-انرژی اتمی؟ چه ربطی داره؟…
-ماشین؟ با این وضع بنزین اصلا و ابدا…
.
.
.
کاش می‌تونستم حسّم رو، وقتی داشتم یه کوه ظرف رو توی ماشین ظرف‌شویی جا می‌دادم براتون توصیف کنم…
به قول محسن، تک‌تک مژه‌هام لذت بود…
D:

۵ نظر

  1. نظر توسط زورتاک در ۱۲ تیر, ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ ق.ظ

    ظرفشویی هم خوشبخت و بدبخت داره ها ! ((:

  2. نظر توسط رفا در ۱۲ تیر, ۱۳۸۶ ۱:۰۶ ب.ظ

    میشه اون ماشینتونو به ما هم قرض بدین تا یه پسر ۱۹ ساله هم به همین نتیجه برسه؟؟

  3. نظر توسط محسن در ۱۳ تیر, ۱۳۸۶ ۸:۲۵ ق.ظ

    سلام
    خداوکیلی این حرفا رو تو وبلاگ و سایت و این جور جاها ننویسین . . .
    بابا به خدا آبرو ریزیه ، فکر کن ننه آدم بلد باشه بره تو وبلاگ . . . / اونوقت چی به آدم میگن ؟
    من شرمنده ام که این حرفا رو یادت دادم.
    مژه هام لذت بود یعنی چی ؟؟؟؟

  4. نظر توسط wow gold در ۲۴ مهر, ۱۳۸۷ ۲:۰۹ ب.ظ

    We have been an ebay power seller and paypal confirmed seller of wow gold for years.

  5. نظر توسط wow gold در ۲۹ مهر, ۱۳۸۷ ۸:۱۵ ب.ظ

    I know some wow gold in wow.

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر