میلاد…

shirin1.jpg

آه از آن زاهد خودکامه من…
در هوای هوس‌آلوده‌ی این معبد عشق؛
دل من همچون شمع، به رهت می‌سوزد…

وعده کردی بروی؛
وعده کردی بگذاری بازش؛
وعده کردی که به صد بوسه گرم :
بنوازی بازش…

آه ای زاهد خودکامه‌ی من…
از دلم بی‌خبری؛
این همه رنج و ملال و اندوه-
دیدی و می‌گذری…

آه ای زاهد خودکامه من…
بی من و بی دل غم‌دیده‌ی من؛
گر دل تو شاد است؛
روز میلادت اگر امروز است؛
روز میلاد مبارک بادت.

پ.ن. : ملالی نیست جز دوری شما
یا حق

۵ نظر

  1. نظر توسط عطسه گمشده در ۱۰ تیر, ۱۳۸۶ ۲:۳۰ ق.ظ

    تو را بسیار دوست دارم
    و می دانم که تو نمی دانی
    و مسئله این است!!!

    تبریک میگم و براش آرزوی شادکامی می کنم.

  2. نظر توسط حمید در ۱۰ تیر, ۱۳۸۶ ۹:۱۴ ق.ظ

    ایشالا به پای هم پیر شی پسرم !!!

    به قول جاوید من اینجا نظر میدم ، فقط برای متشنج کردن اوضاع …

    :))

  3. نظر توسط محسن در ۱۱ تیر, ۱۳۸۶ ۱۲:۰۸ ق.ظ

    سلام
    آقا به نظر میاد که با همه ظرافت و دقتی که در انتخاب این ابیات مبذول داشتید ذکر یک نکته خالی از لطف نباشه:
    ما ایرانی ها معمولا همیشه مظلومانه شکایت می کنیم که آی ، داد ، و . . . / ببین به خدا درکت میکنم ولی . .. لقت خودت خواستی زجرشم بکش . و اینو هم بدون که آرزوی منه که یه روزی بتونم همچین زجر قشنگی بکشم و کنار خشتم یه خشت باشه با حرف اول یه اسم.
    یا علی مددی

  4. نظر توسط رفا در ۱۲ تیر, ۱۳۸۶ ۷:۵۴ ق.ظ

    میدونم دوریم برات سخته ولی باید تحمل کنی

  5. نظر توسط wow gold در ۲۹ مهر, ۱۳۸۷ ۷:۱۸ ب.ظ

    I know some wow gold in wow.

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر