برای رامون سنپدرو…

مدتها بود یک فیلم اینطور میخکوبم نکرده بود. خیلی وقت بود اینطور ذهنم درگیر فیلمی نشده بود! هرچیز که من رو با خودم درگیر کنه برام لذت بخشه. تا حالا فکر نکرده بودم که چقدر فاصله سلامتی، تا زمینگیر شدن و تا مرگ کمه. به بحث قدیمی اتانازی (خودکشیِ خودخواسته) کاری ندارم؛ اینجا زندگی حکم میکنه!
رامون موجود عزیزیه! یک مرد کامل و مغرور. یک مرد که میتونه از پنجره اتاقش بیرون بپره و به هرجا که دلش خواست پرواز کنه…
به طرز عجیبی مرگ رامون عین زندگیه. چیزی که رامون با اون به آزادی میرسه… یک آزادی که لبخندهای دلنشین رامون تایید کننده اونهاست!
به دلم نشست وقتی رامون دوستداشتنی در جواب کشیش که گفت : “آزادی بدون زندگی، آزادی نیست” گفت:
زندگیِ بدون آزادی هم زندگی نیست.
بدون نظر
بدون نظر
ارسال نظر


