یک روز آفتابی…

امروز ۲۳مین سالروز تولد منه.
مثل هر سال، همون حس غریب باز سراغم اومده. یه چیزی بین بچه موندن و بزرگ شدن…
آسمون بعد از ۱۷ روز ابری و بارونی بودن؛ امروز صافه… بدون حتی یک لکه ابر! انتظارش رو داشتم…
دعا کنیم سلامتی، شادی و موفقیت همیشه توی زندگی هممون حاضر باشه…

پ.ن : هنوز کسی که صداش بیشتر از هر کسی خوشحالم میکنه بهم تبریک نگفته!
پ.ن.۲: خب پسرجان  هنوز ساعت ۷ صبحه! توقع بیجا نداشته باش…
پ.ن.۳: ریحان و معین عزیز، تولد شما هم مبارک…

۲ نظر

  1. نظر توسط رفا در ۱۷ فروردین, ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳ ب.ظ

    و تولدت مبارک

  2. نظر توسط جاوید در ۱۸ فروردین, ۱۳۸۶ ۴:۵۵ ب.ظ

    سلام خره !
    میدونستم که دوست داری صدای منو بشنوی !!!!
    من که بهت تبریک گفتم که ! ….

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر