۱۱۴۶۵۹۳۷۹۷۲۵۸۲۴۹۹۶

مرحوم در ۲۴ساعت گذشته…

ساعت ۹ دیشب : هارددیسک کامپیوترم با ۸۰گیگابایت دیتا از قبیل آهنگ و ویدیو و عکس و هرچیز که ظرف ۵سال جمع کرده بودم سوخت…
ساعت ۱۱ دیشب : یکی از دوستان برای یک مسافرت یکروزه به رفسنجان از من دعوت کرد…
ساعت ۶ امروز : دوستم در خونه سوارم کرد…
۶ و ۵ دقیقه : بعد از بنزین زدن از من خواهش کرد پشت رول بشینم ( خودش در حال چرت زدن بود )…
۶ و ۲۵ دقیقه : در کیلومتر ۲۵ جاده رفسنجان یک صدای انفجار از عقب ماشین شنیده شد…
۳ثانیه بعد : احساس لرزش شدید در عقب ماشین…
۳ثانیه بعد : منحرف شدن ماشین از جاده…
۲ثانیه بعد : ماشین با سرعت ۱۴۰ کیلومتر در ساعت چپ شد…
۲ثانیه بعد : اولین معلق ماشین…
۱ثانیه بعد : دومین معلق ماشین…
۱ثانیه بعد : خورد شدن شیشه های ماشین…
۱ثانیه بعد : کشیده شدن ماشین روی سقف به مدت ۴ الی ۵ ثانیه…
۳۰ثانیه بعد : هجوم افراد برای بیرون کشیدن من و دوستم از ماشین……

پ.ن.۱ : از یک دستگاه تویوتا فقط یک مقدار آهن قراضه باقی مونده
پ.ن.۲ : تمام بدنم درد میکنه ، اما نه من و نه دوستم آسیب کلّی ندیدیم (یاللعجب)
پ.ن.۳ : صدقه و دعا فراموش نشه…

..

راستی، به علت احساس درد شدید در دست راست و یک مسافرت ۴ روزه، وبلاگ تا یکشنبه آینده آپ نمیشود…

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر