۱۱۴۶۳۹۷۶۹۹۲۶۱۰۷۲۱۰

هندی و هندی تر…

آورده اند که در ایام قدیم در راسته بازاری، مردکی بساطی پهن کرده بود و شمشیر میفروخت. داد میزد که آآآی تیغ هندی دارم. تیز ترین تیغ دنیا را دارم. آی خونه دار و بچه دار. بیا و بخر. بخر و ببَر. ببَر و ببُر… بیا که تیغ هندی دارم… بر سر هر جنبنده و نجنبنده ای که بزنی دو نیم میشود… آآآی…
رهگذری که که از آن راسته رد میشد نعره های مردک شمشیر فروش را شنید و با خود گفت: در جیب پول دارم و در خانه شمشیر ندارم. این روزها هم که دزد و قاتل و جانی زیاد شده؛ ضرری ندارد یک شمشیر بخرم…
پس کنار مردک شمشیر فروش رفت و گفت شمشیر میخواهم. تیغ هندی فروش قصه ما هم بعد از ۲ساعت تعریف در باره تیز ترین تیغ جهان، شمشیری داد و کیسه ای زر گرفت.
خریدار خشنود از خرید شاهکارش خواست شمشیر را با سنگی که پیش پایش بود امتحان کند و از دونیم شدن سنگ لذت ببرد…
القصه… تماس شمشیر با سنگ همان و دو نیم شدن تیغ هندی قصه ما همان. مرد خریدار با فروشنده دست به یقه شد که هاااای؛ سر من شیره میمالی؟ این که با یک ضربت به سنگ دو نیم شد… مرد فروشنده هم با خونسردی گفت: ببین عزیز دل برادر، بعضی چیزها از بعضی چیزها چیزترند. درست است که این تیغ هندیست و همه چیز را میبرد ولی این سنگ از این شمشیر هندی تر بود. به همین خاطر به جای سنگ، شمشیر به دو نیم شد…

حالا شده قصه ما مردمان بامزه این مملکت. مانده ام اگر ما مسلمانیم پس اماراتی ها و تاجیک ها و بوسنیایی ها و لبنانی ها و غیره چه هستند؟ اگر آنها مسلمانند پس ما چه هستیم. بیشترین آمار جرم و دزدی و اعتیاد و تجاوز و… را داریم آنوقت داریم خودمان را به خاطر اینکه نکند بانوان محترم در ورزشگاه خدای ناکرده ساق پای مردان نامحرم را ببینند قیمه قیمه میکنیم. اگر بانوان جوان محترم در خوابگاه دور هم بنشینند و گراس و حشیش دود کنند برای اسلام و مسلمین دوآتشه هیچ مشکلی پیش نمیاید؛ ولی اگر آرایش کند و به خیابان بیاید وا اسلاما…

مثل همان هندی و هندی تر… بقیه مسلمانند و ما مسلمان تر…
الله اعلم

..

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر