۱۰۸۶۷۱۸۵۳۱۵۴۵۲۱۷۸۱
غزلگریه ۳
به سلامت ای عشق٫
به سلامت ای جان٫
میروی شادو دورخ٫و نمیدانی هیچ….
بعد تو فاصله ها کمر صبر مرا میشکند.
ای مسافر سفرت بی تشویش٫
برو ای شادترین خاطره ی زندگی ام٫
برو ای آینه تقدیس خدای٫
برو ای چشم خوشت معرکه گیر.
حکم اجبار طبیعت جاریست.
بی تو می سوزم گرم٫
بی تو می پوسم نرم٫
بی تو می دانم و می دانی خوب٫
روزهایم شب ظلمانی بی پایان است……
…
..
بدون نظر
بدون نظر
ارسال نظر


