۱۰۸۰۹۹۷۸۵۰۰۷۴۱۵۸۹۶


این زندگی لعنتی درست مثل یه موج سینوسی میمونه. بعضی وقتها رو اوج قله خوشبختی هستی و دلت میخواد اون لحظه هیچوقت تموم نشه. بعضی وقتها هم اونقدر حالت گرفته است که آرزو میکنی اون ثانیه دود بشه و بره هوا.
و من الان تو قعر این موج لعنتی هستم. درد دستم امونم رو بریده ، دوتا از دوستام با هم مشکل دارن، یه سوُ تفاهم مسخره باعث شده تا یکی از همکلاسیام از من یه شخصیت بد ‍‍برای خودش بسازه و….
منم این وسط اعصابم به هم ریخته. واقعاْ نمیدونم چه کار کنم.
تا اطلاع ثانوی از خودم بدم میاد.

..

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر