۱۰۸۰۴۶۳۷۳۹۸۱۳۰۸۳۹۸
ضربدر…
من کیم ؟
یه در به در، گمشده محله ها
پشت پا خورده ترین، صدای شهر بی صدا
از کجا ؟
پایین شهر، اونجا که بن بستِ نفس
اونجا که خواب و خیال، زندونی میشه تو قفس
وسط یه ضربدرم
خونه به دوش و خسته
توی چارراهی که از، چهار طرف بن بسته
وسط یه ضربدرم…
من کیم ؟
یه پاپتی، پر از سؤال بی جواب
صدتا جاده رو دیوار، نقاشی کردم توی خواب
دیوارا قایم شدن
اون ورِ پرده های رنگ
عُمریه که دلخوشیم، به این دروغای قشنگ
وسط یه ضربدرم
خونه به دوش و خسته
توی چارراهی که از چهار طرف بن بسته
وسط یه ضربدرم…
خود من
اینجا رو ساختم، دیوارا کار منن
رنگها رو پاک میکنم، ببین که نعره میزم
خود من دیوارای زندونم رو ساختم…
آره، من خودم رو توی این چاردیواری انداختم…
وسط یه ضربدرم…
…
..
بدون نظر
بدون نظر
ارسال نظر


