۱۰۷۹۳۰۰۴۳۲۲۴۸۴۹۲۰۶
دلتنگی…
روز بعد از رفتن تو، آینه جا خورد تا منو دید
آینه با من گفتگو کرد، اول از حال تو پرسید
روز بعد از رفتن تو، رازقی مُرد، باغچه خشکید
دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید
روز بعد از رفتن تو، ظلمت تازه ورق خورد
بوته یاس تو گلدون، بی تو پرپر شد و پژمرد
نفسهام رو سینه پس زد، زمین عاشقهاش رو بلعید
شیشه پنجره یخ زد، بارون فاجعه بارید
عابر دیونه اینبار، به منِ دیونه خندید
عکس یادگاری ما، بعدِ تو منو نبخشید
…
..
بدون نظر
بدون نظر
ارسال نظر


