۱۰۶۷۷۴۹۰۲۲۴۳۳۲۴۰۱۲

به حضورتون عارضم که چندیست من به اتفاق دو دوست قدیمی پس از رایزنیهای فراوان تصمیم گرفتیم یه کلاس زبانهای خارجه برویم.جونم واستون بگه که بعد از گذشت یک ترم این ۱۵ نفرچنان اکیپ باحالی تشکیل دادیم که میخوایم به هر ضرب و زوری که شده ترم بعد هم با هم باشیم.
از همه مهمتر استادمونه که خودش هم دانشجوئه و خیلی باحاله.حالا در فر صتهای مناسب بیشتر براتون تعریف میکنم.
راستی نماز و روزه هاتون هم (اگه اهلش هستین) قبول درگاه حق.

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر