۱۰۶۶۲۱۳۴۵۹۳۹۸۱۵۶۳۵

خانگی…

ای تو ابریشم، تو ای مخمل تبار
ای تو بی مرز، ای تو شهر بی حصار

ای دهان تو پر از عطر غزل
ای ذلال خانگی، بر من ببار

سرخی من از تو ای آتشفشان
ای غزل رنگین کمانِ ماندگار

لحظه هایم را ببر تا پشت خواب
ای تو تکرار من ای آیینه دار

با تو باید سایه را پیدا کنم
در تو باید گم شوم دیوانه وار

تشنه باید بود و از دریا گذشت
با توام ای حسرت هر شوره زار

ای تو جادوی شب میلاد عشق
سبزِ سبزم کن در آغوش بهار

ناز من، چیزی بگو، حرفی بزن
ای تو تعریف من و تعریف یار

با توام ای خوبِ خوبِ خوبِ من
خسته ام از انتظار و انتظار

شهیار قنبری

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر