۱۰۶۳۸۲۹۱۷۹۸۴۳۱۵۴۸۳

کسی که به اندازه دنیا دوستش دارم…

امروز میخوام از مردی براتون بگم که میپرستمش. کسی که از مصاحبت باهاش لذت میبرم . کسی که به بهش افتخار میکنم.
کسی که وقتی هم سن من بود به جرات میتونم بگم یک صدم امکانات الان من رو نداشت ولی با تلاش و زحمت به جایی رسید که تونست تمام خواسته هاش رو برآورده کنه.
کسی که اگه بتونم اون رو الگوی خودم در زندگی قرار بدم ، موفقیت تو چنگمه.
این چند خط رو مینویسم تا از صمیم قلب از زحماتی که برای من کشیده و دلسوزیهایی که برای من کرده تشکر کنم.

دایی علی عزیزم ، پاک ترین احساسم تقدیم شما. دوستون دارم

پی نوشت : توی کامنت هم میشه آیکون گذاشت ، به شرطی که بلد باشین n

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر