۱۰۶۲۹۵۵۸۴۹۱۸۷۱۴۷۲۷

یک آمریکایی در پاریس
Paris
یک آمریکایی به اتفاق زنش برای گذراندن تعطیلات به پاریس رفتند و وارد یک هتل درجه یک شدند. وقتی زنش داشت اسبابها را جابجا میکرد امریکایی برای گردش مختصری از هتل خارج شد.سر خیابان دختر قشنگی جلوی او را گرفت گفت : هی آقا ، میخواهی پاریس را به شما نشان دهم؟ فقط ۵۰ یورو میشود ، میآیی ؟
آمریکایی که میخواست پیشنهاد دخترک را با چانه زدن قبول کند گفت :
-من فقط ۲۰ یورو دارم.
دخترک خندید ، شانه هایش را بالا انداخت و قبول نکرد.
آمریکایی به هتل برگشت و بعد از استراحتی کوتاه اینبارهمراه زنش برای گردش از هتل خارج شد و باز هم دخترک را سر خیابان دید. وقتی چشم دخترک به آنها افتاد سر تا پا وراندازشان کرد و گفت :
- میبینی آقا ؟… با ۲۰ یورو فقط میتونی با اینجور زنها به گردش بری.

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر