۸۶۱۶۹۹۴۷

آقا ما یه دایی داریم خدا عمر عزتش رو زیاد کنه… این دایی خیلی باهاله
من میخواستم تا کار این وبلاگ تموم نشده به کسی نگم که من وبلاگ دارم
خریت کردم از خونشون رفتم تو وبلاگم…هیستوری رو هم پاک کردم ها…ولی امروز با یک نگاه عاقل اندر سفیه اومد سراغم و گفت :مرحوم تویی؟
آقا ما هم شدید بور شدیم
حالا وقتی سایت پشتیبانم درست شد عکسش رو میذارم تو این وبلاگ و افشاگری میکنم
حالا من گفته باشم
فعلا زت زیاد

بدون نظر

بدون نظر

RSS نظرات ترک بک

ارسال نظر

khar.jpg

روزنوشت

۱۳۸۷ / ۰۷ / ۲۵

نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…

نظرات : یک نظر

دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۷ / ۰۹

آخ اگه شاهچراغ بطلبه…

نظرات : بدون نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۸

هنوز و همیشه به شدت اعتقاد دارم زندگی مثل یک موج سینوسیه. گاهی بالای بالایی، گاهی به کلّه میخوری زمین…
فقط خودم میدونم که الان کجای نمودارم…

نظرات : ۳ نظر
۱۳۸۷ / ۰۲ / ۰۴

مسمومیت شدید، حال بد، تب و صرف فَرَغَ در باب استفعال.
فقط میتونم بگم : واژگونم…

نظرات : بدون نظر