سبزینه
و اینگونه پروانهی سبزمان را سیاهپوش کردند..
ولی.. صبح دیگری در راه است
یا حق
و اینگونه پروانهی سبزمان را سیاهپوش کردند..
ولی.. صبح دیگری در راه است
یا حق
تولد آقا غوله مبارکـ
خب. به میمنت و مبارکی میلاد میمون آقای برادر رو تبریکـ گفته و براشون آرزوی توفیق و بهروزی و اینا داریم..
بـــــــــــله
پ.ن: اعلیحضرت امشب ۳۲ ساله میشوند.. ایشالا ۳۲۰ سالگیش رو خودم جشن بگیرم
روزگار عجیبیست؛ این روزها روسپیان هم ادعای باکرهگی میکنند…
برچسبها: مریم مقدس، مریم مجدلیه، شاهکار بینشپژوه، روسپیان باکره
ویرم گرفته بنویسم دوباره. کاملاً به شیوهی توییتی! کوچولو، مختصر، و البته اگه بشه مفید. وبلاگه دیگه! واسه نوشتن ساختنش
جای همهی دوستان خالی. دوباره پاشدیم رفتیم کلوت. از سرما لرزیدیم و توی دریای آسمون کویری غوطه خوردیم. کاش میشد تا ابد اونجا موند…
اولندش که شازده حمید میرزا بعد از ده دوازده سال دانشگاه رفتن، یادش افتاده که به مدرک کارشناسی ارشدش احتیاج داره. حکماً میخواد قاب بگیره بزنه دیوار. اینه که خاندان ناظمی رو به صلابه کشیده که بسیج بشن و مدرکش رو براش زنده کنند. در همین راستا من هم بین دانشگاه خودم و دانشگاه شازده مثل یویو در حال آمد و شد هستم… انشاالله سریعاً دانشگاه مدرک رو بده دست من و بگه به سلامت…
دویمندش که هرازچندی دیدن یک وبلاگ به شدت باحال ویر نوشتن رو به جون من میندازه. آقا بیتعارف بگم، با صورت فعلی وبلاگم حال نمیکنم. چیکار کنم؟ قراره با شازده جاوید میرزا حال مبسوطی یه سیستم بدیم.
سیّمندش باقی بقای جمیع دوستان…
یک سال گذشت. به همین سادگی. یک سال از روزی که برادرم آشفته به سراغم آمد و خبر رفتن بابا را داد. عجیب دلتنگم. هنوز باورم نمیکنم…
آخ که چقدر ساده میروند…
دعا کنیم برای سلامت آنها که هستند و شادی آنها که رفتند…
یا علی مددی
طلبید. جدی جدی طلبید…
شاهچراغ، حافظ، سعدی، خواجو، پارسه، بلوارچمران، ۴راه چنچنه، تپه تلویزیون، بابا بستنی، نعیم، فرزاد، رضا، کیوان، باغ، آرامش…
دارم میام…
پ.ن. فقط حیف که بانو نیست… جاش خیلی خالیه…

این روزها نشستم درس میخونم و به روح اون کسی که بعضی! قوانین رو نوشت درودهای خالصانه میفرستم
اتفاقات خوبی در شرف وقوعه.. باید کمی به این ریتم سرعت داد
نمایشگاه کامپیوتر، غرفه ۱۲۰، گستره فناوری سیکا…
اینترنت وایرلس، جاوید و یه تجربه جدید…
تا ۲۷ام اینجاییم…
دم ظهر، خسته، گشنه، استاد محترم هم نیومده… یکی از طرف من چندتا فحش بده. اینجا خانواده نشسته D:
آخ اگه شاهچراغ بطلبه…